عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

252

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پس اين همه بآيت سيف منسوخ گشت . وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ - و نماز بهنگام بپاى داريد ، و شرائط و حقوق آن بجاى آريد و زكات از مال بيرون كنيد . زكات را دو معنى گفته‌اند يكى پاكى و پاكيزگى ، كه بندهء مؤمن مال خود را بزكاة دادن پاكيزه گرداند و تن خود را از و بال مال پاك گرداند ، و ديگر معنى زكات زياد نيست - يعنى كه مال چون زكات وى بدهى زيادت گردد . هر چند ظاهر وى نقصان نمايد ، اما در باطن زياد نيست . پس بمعنى پاكيزگى هم چنان است كه چاهى را نجاست اندر افتد چند دلو از آن بر كشى چاه و آب آن پاك شود ، همچنين مال را شبهت اندر آيد چون زكات بدهى باقى مال پاك شود ، و پاك بماند ، چنانك آنجا آب چاه روان شود حكم پاكى گيرد ، و اين مرد كه زكات بدهد دست وى چشمهء جود شود مال وى حكم پاكى گيرد ، بجمع كردن مرد باشد به دادن زكات جوانمرد گردد . و بمعنى ديگر - زيادتى و بركت اندر مال پيدا آيد ، مانند آن كه درختى را به پيرايند از وى شاخه‌هاى نيم خشك ببرند ، به ظاهر نقصان نمايد لكن درخت به آن سبب تازه گردد و زيادتى پيدا آيد ، هم اندرين جهان ببركت و هم در آن جهان برحمت . عبد اللَّه مسعود گفت : - من اقام الصلاة و لم يؤت الزّكاة فلا صلاة له - سلمان فارسى گفت : - « انّ الصّلاة مكيال فمن وَفّى وُفّى له و من طفّف فقد علمتم ما قيل فى المطفّفين . و قال عبد العزيز بن عمير - الصّلاة تبلغك باب الملك ، و الصدقة تدخلك عليه ، و كان عمر بن الخطاب يقول - اللهم اجعل الفضل عند خيارنا لعلهم يعود و اعلى اولى الحاجة منا . ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ - اين پيمان از بنى اسرائيل گرفتند ، و در پيمان اين وصيتها برفت و ايشان در پذيرفتند كه وصيت بجاى آرند و پيمان نشكنند . رب العالمين گفت : - بوفاء آن عهد باز نيامدند - يعنى پدران بوفا باز نيامدند كه پيمان بشكستند و برگشتند و از وفا روى بگردانيدند . پس گفت :